یا که من مست شوم با تب تند نفست
خوشه های تر انگور شدن را بلدی؟
با سر و چشم بگویم که تو منظور منی
وسط جمع تو منظور شدن را بلدی؟
بین موهای تو من گم بشوم در دل شب
شکل فانوس شدن، نور شدن را بلدی؟
دلبرت با رقبایت بنشیند گپ و گفت
حالت کر شدن و کور شدن را بلدی؟
طرح لبخند بدوزی به لبانت در جمع
شیوه ی مبهم مجبور شدن را بلدی؟
بین این حالت فرضی ندانستن تو
خوب، معشوقه ی مغرور شدن را بلدی.
#جلال جاوند...”م.اقاقیا”
چشم هایت...ما را در سایت چشم هایت دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 200