خواستم دل بکنم از قفسی تنگ، نشد
این دلِ ساده حریفِ تویِ دل سنگ، نشد
کاش در موی خودت دست نمی بردی چون
این دلم رفت و دگر آن دلِ دلتنگ نشد
خواستم پر بکشم سمتِ تو ای خورشیدم
کوهِ در چنگ زمین با تو هماهنگ نشد
"من فقط مویِ تو را با نفسم شانه زدم"
حکم دادند که این واقعه جز ننگ نشد
صخره از سرزنش موج نرنجید، چرا؟
چون که از ضربه ی امواج بدآهنگ نشد
در قیاس از جگرِ خون شده ام تا لب تو
فاصله های زیادیست که یکرنگ نشد
نازنین قهوه یِ قاجار دلم می خواهد
نوش داروی لبت فاتح این جنگ نشد
#جلال جاوند "م.اقاقیا"
چشم هایت...ما را در سایت چشم هایت دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 107