حتم دارم که نگاهت می کشد آیینه را
آن زمان که ماهِ پشت ابر پیدا می شود
روسری بردار زیبا رویِ چشم آهوی من
زلف تو بر رویِ شانه، آه زیبا می شود
در نهایت ما دوتا وردِ زبانها می شویم
ماهی و مهتاب، اینقدر، عاشق آیا می شود
یوسف در قصر یا زندان چه فرقی می کند
یوسف در چاه هم سهم زلیخا می شود
سرگرانی می کند این قسمت و تقدیرِ ما
آخرش این بخت هم، همسایه ی ما می شود
جلال جاوند..."م.اقاقیا"
چشم هایت...ما را در سایت چشم هایت دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 197